به گزارش سراج24؛ فعالیت حسابهای کاربری سفارتخانههای ایران در ایکس (توئیتر سابق) طی جنگ اخیر، بازتاب گستردهای در میان کاربران سراسر جهان و رسانههای غیرایرانی داشت و جلوهای جدید از دیپلماسی عمومی را به نمایش گذاشت.
از ۹ اسفند تا ۲۱ فروردین، در مجموع ۹۲ حساب کاربری وابسته به سفارتخانههای ایران ۸۴۹۷ پیام منتشر کردند و این پیامها بیش از ۱۰ میلیون «لایک» و حدود ۳۶۰ میلیون بازدید از سراسر جهان به دست آوردند.
روزهای پایانی جنگ، بهویژه ۱۶ و ۱۷ فروردین، نقطهی اوج فعالیت این حسابها بوده است؛ روزهایی که بیشترین میزان بازدید و اثرگذاری بر کاربران ایکس را رقم زدند.
در میان این حسابها، صفحهی سفارت ایران در آفریقای جنوبی با اختلاف قابلتوجهی بیشترین میزان فعالیت و بازدید را به خود اختصاص داد. پس از آن، حسابها وابسته به سفارتخانههای ایران در زیمبابوه، ژاپن و هند بیشترین توجه را به خود جلب کردند.
تعداد بازدیدهای پیامهای حسابهای کاربری سفارتخانههای ایران در شبکهی اجتماعی «ایکس»
پرلایکترین و پربازدیدترین پیام این بازه، متعلق به اکانت سفارت ایران در آفریقای جنوبی بود که با حدود ۹ میلیون بازدید و ۲۱۶ هزار لایک، بازتاب گستردهای داشت.
این اکانت در واکنش به پیام وزیر دفاع آمریکا که از تعبیر «عصر حجر» استفاده کرده بود، نوشت: «عصر حجر؟ زمانی که شما هنوز در غار دنبال آتش میگشتید، ما داشتیم [منشور] حقوق بشر را روی استوانهی کوروش حک میکردیم. ما توفان هجومهای اسکندر و مغولها را گذراندیم و پابرجا ماندیم، چون ایران فقط یک کشور نیست، یک تمدن است[۱].»
دومین پیام پربازدید نیز از همین حساب کاربری بود که با انتشار تصاویری از فرماندهان برکنارشدهی ارتش آمریکا در پیامی با ۷ میلیون بازدید و ۱۲۰ هزار لایک نوشت: «تغییر رژیم با موفقیت اتفاق افتاد. ماگا [اشاره به شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» و نام جنبش حامیان دونالد ترامپ] [۲].
پیام سفارت ایران در آفریقای جنوبی در شبکهی اجتماعی ایکس دربارهی تهدید مقامات آمریکایی دربارهی حمله به زیرساختهای ایران و بازگردادن این کشور به «عصر حجر» (+)
«تغییر رژیم با موفقیت صورت گرفت. ماگا ????»؛ این پیام سفارت ایران در آفریقای جنوبی بیش از ۷ میلیون بازدید و ۱۲۱ هزار لایک داشته است.
حساب کاربری سفارت ایران در زیمبابوه نیز توجه کاربران غیرایرانی و رسانهها را جلب کرد و دو پیامش با ۷ میلیون و ۶/۶ میلیون بازدید خبرساز شدند.
این حساب در یک پیام جنجالی [ظاهراً در اشاره به بسته شدن تنگهی هرمز] نوشت: «کلیدها را گم کردهایم[۳].» در پیام دیگری نیز در پاسخ به پیام دونالد ترامپ که ساعت اجرای تهدیداتش را سهشنبه ۸ شب به وقت شرقی آمریکا اعلام کرده بود، به تمسخر نوشت: «۸ شب خیلی خوب نیست. میتوانید آن را به بین ۱ تا ۲ عصر تغییر بدهید، یا اگر ممکن است، ۱ تا ۲ صبح؟ از توجه شما به این مسئلهی مهم متشکرم. آی. ای. زد. [مخفف «سفارت ایران در زیمبابوه»، اشاره به شیوهی دونالد ترامپ در پایان دادن به پیامهایش در شبکهی اجتماعی تروثسوشال] [۴].
پیام سفارت ایران در زیمبابوه در شبکهی اجتماعی ایکس که ضربالاجل و تهدید «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، علیه ایران را به سخره میگیرد. همین پیام ساده بیش از ۶ میلیون بازدید و ۱۰۷ هزار لایک داشته است.
مجموع این دادهها نشان میدهد که حسابهای کاربری سفارتخانههای ایران در دوران جنگ، شکلی تازه از دیپلماسی عمومی دیجیتال را فعال کردهاند؛ دیپلماسیای که نهتنها مخاطبان جهانی را درگیر کرد، بلکه توجه رسانههای بینالمللی را نیز برانگیخت. این امر در شرایط جنگ اهمیت ویژهای دارد، زیرا پس از وضعیت میدانی، افکار عمومی یکی از عوامل مؤثر بر تصمیمگیری دولتها به شمار میرود.
الگوی رفتاری این حسابهای نشان میدهد که دیپلماسی عمومی در عصر شبکههای اجتماعی، بیش از گذشته بر طنز، واکنش سریع، روایتسازی و استفاده از زبان غیررسمی تکیه دارد. این ویژگیها باعث میشود پیامها نهتنها در سطح رسمی، بلکه در میان کاربران عادی نیز دستبهدست شود و ظرفیت اثرگذاری آن افزایش یابد.
بنابراین، تجربهی اخیر میتواند به عنوان نمونهای از تحول در شیوههای ارتباطی نهادهای دیپلماتیک مورد مطالعه قرار گیرد؛ تحولی که مرز میان ارتباط رسمی و ارتباط اجتماعی را بازتعریف کرده است[۵].
تعداد لایکهای پیامهای حسابهای کاربری سفارتخانههای ایران در شبکهی اجتماعی «ایکس» (+)
روزنامهی بریتانیایی «گاردین» اخیراً طی گزارش تحت عنوان «پیروزی همهگیر: ایران دارد سرزمین بچهخفنهای تکنولوژی را در جنگ در شبکههای اجتماعی شکست میدهد[۶]» به همین مسئله پرداخته است.
«سرزمین بچهخفنهای تکنولوژی» اصطلاحی برای اشاره به دستاندرکاران حوزهی فناوری آمریکا، بهخصوص در «سیلیکونولی» قلب فناوری این کشور، است که به غرور و خودبزرگبینی آنها و همچنین بیاعتنایی یا بیاطلاعی آنها نسبت به واقعیتهای اجتماعی اطرافشان اشاره دارد.
آنچه در ادامه میخوانید، گزیدهای از گزارش گاردین است.
حسابهای کاربری رسمی ایران در شبکهی اجتماعی «ایکس» طی هفتههای اخیر یک کارزار رسانهای جذاب را خطاب به مخاطبان بینالمللی به راه انداختهاند که با استقبال فوقالعادهای کاربران در سراسر جهان مواجه شده است. یکی از پرطرفدارترین تولیدات رسانهای ایرانی، ویدیوهایی هستند که به سبک «لِگو» ساخته شدهاند. (+)
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست.
اگر ایران میتوانست با همان سرعتی که «میم» های تأثیرگذار درست میکند، موشکهای مخرب بسازد، «فرماندهی مرکزی آمریکا» («سنتکام») تا الآن دستهایش را بالا برده بوده و تسلیم شده بود. یکی از جنبههای عجیبوغریب و غیرمنتظرهی جنگ ایران و آمریکا این است که ایران (کشوری که به داشتن روحانیون محافظهکار و بهشدت حساس نسبت به فرهنگ و رسانههای غربی شهرت دارد) اکنون در جنگ رسانههای اجتماعی دست بالا را در اختیار گرفته است.
این کشور جنگجویان «نسل زد» [متولدین اواسط دههی ۱۳۷۰ تا اوایل دههی ۱۳۹۰ شمسی] و مسلط به تکنولوژی خود را رها کرده تا با استفاده از طنز و تمسخر دولت ترامپ، مخاطبان غربی را با خود همراه کنند. این در حالی است که در سمت مقابل، دونالد ترامپ، که اکنون در نظرسنجیها به سطح محبوبیت ریچارد نیکسون در زمان استیضاح سقوط کرده، مدام مرتکب اشتباه میشود؛ از مجبور شدن به حذف پیام فاجعهبارش در «تروث سوشال» که در آن خود را به «منجی» (مسیح) تشبیه کرده بود گرفته تا قرار گرفتن در موقعیتی که مسئولیت توقف تجارت جهانی اکنون به گردن او افتاده است.
عملکرد رسانهای ایران، از صفحات سفارتخانههایش گرفته[۷] تا صفحهی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس این کشور، مخصوصاً از این جهت غافلگیرکننده است که اکثر مردم ایران بیش از چهار هفته است از «خاموشی دیجیتال» عصبانی هستند، که به طولانیترین دورهی قطع اینترنت توسط یک دولت در جهان تبدیل شده است. اما از دل همین خاموشی، خلاقیتی پدیدار شده که غرب را مخاطب قرار داده است.
حسابهای کاربری طرفدار حکومت، انیمیشنهای لِگویی ساختهشده با هوش مصنوعی را منتشر میکنند که پروندهی «جفری اپستین» را به جنگ ترامپ پیوند میزند[۸]، یا با استفاده از طنز و اعتمادبهنفس، نقاط ضعف غرب را نشانه میروند [و به نمایش میگذارند].
یکی از جدیدترین نمونهها، که توسط سفارت ایران در آفریقای جنوبی (از ستارههای شبکهی دیپلماتیک ایران) منتشر شده[۹]، دونالد ترامپ را در لباس یک ستارهی راک دههی هشتاد [میلادی] با موهای پفکرده نشان میدهد که نسخهای طنزآمیز از آهنگ «وایاژ، وایاژ[۱۰]» [به معنای «سفر، سفر»] اثر «دِزیرلِس[۱۱]» [خوانندهی فرانسوی] را میخواند.
ترامپ در حالی که کیبورد[۱۲] مینوازد، آهنگی به نام «بلوکاد، بلوکاد» به معنای [«محاصره، محاصره»] را میخواند که معنایش عملاً عکس آهنگ وایاژ، وایاژ است. [موضوع کلی آهنگ وایاژ، وایاژ سفر به سرزمینهای ناشناخته در سراسر جهان است.] این ویدیو ظرف ۲۴ ساعت بیش از ۴۵ هزار لایک گرفت. همین سفارتخانه، فردای شبی که ترامپ تهدید به نابودی «تمدن پارس» کرد، کلیپی از یک سگ منتشر کرد که با چشمهای گردشده به دوربین خیره شده بود، در حالی که هیچ اتفاقی نمیافتاد[۱۳]. [بالای این کلیپ نوشته شده بود: «آنهایی که دیشب منتظر بودند تمدن ایران نابود شود.»]
جذابیت این کارزار رسانهای به حدی است که رسانهی «ایرانوایر[۱۴]» [رسانهی معارض فارسیزبان مستقر در لندن] تحقیقی دربارهی مغز متفکر پشت صفحهی قالیباف انجام داد و ادعا کرد که یکی از متحدان سیاسی قدیمی قالیباف که ساکن آمریکاست را در اینباره شناسایی کرده است. جالب اینجاست که فقط بخش اندکی از این محتواها صراحتاً مذهبی هستند.
نرگس باجُغلی[۱۵]، استادیار مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز، که خود را انسانشناس فرهنگی معرفی میکند و از همین رو از تحلیلگران علاقهمند به مطالعهی روشهای ارتباطاتی ایران است، در نشست [اندیشکدهی آمریکایی] مؤسسهی کوئینسی گفت کل دستگاه رسانهای ایران در تولید محتوا و انتقال پیام بسیار سریعتر از «سرزمینِ بچهخفنهای تکنولوژی» [آمریکا] عمل کرده است.
باجغلی توضیح داد: «جنگها در دو فضا جریان دارند: میدان نبرد، و میدانِ به همان اندازه مهمِ ارتباطات. ایران توانسته است جنگ ارتباطاتی را، بهویژه در رسانههای اجتماعی جهانی، کاملاً تحت انحصار خود درآورد.» وی معتقد است ایرانیها میدانستند که نمیتوانند در رسانههای جریان اصلی آمریکا نفوذ کنند، زیرا این رسانهها تقریباً ۵۰ سال است که دولت ایران را یک «دولت تروریستی تحت کنترل تندروهای مذهبی» به تصویر میکشند. به اعتقاد باجغلی «هنر ایرانیها در ربودنِ فضا و روایت در قلمرو رسانههای اجتماعی بوده است.»
«مردم آمادهاین؟ ترامپ ۲۰/۲۸ دلار به ازای هر گالون»؛ سفارت ایران در تایلند با انتشار این تصویر به سبک تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، افزایش قیمت بنزین در این کشور در نتیجهی جنگ ترامپ با ایران را به سخره گرفته است. البته به لطف محدودیتهای وضعشده در قانون اساسی آمریکا، هیچکس نمیتواند بیش از دو دوره در این کشور رئیسجمهور باشد که اشارهی توئیت به انتخابات «۲۰۲۸» را طعنهآمیزتر میکند. این پیام بیش از ۵ میلیون بازدید و ۴۶ هزار لایک داشته است.
این کارشناس ساکن آمریکا میگوید: «نسلی از تولیدکنندگان محتوای بسیار جوان، نسل هزاره [اواخر دههی ۱۳۵۰ تا اواسط دههی ۱۳۷۰ شمسی] و نسل زد، در ایران حضور دارند که به آنها فضا و چراغ سبز داده شده تا پیام این جنگ را به جامعهی جهانی برسانند؛ بهویژه خطاب به کسانی که آنلاین هستند و اکنون جنگ و جهان را از دریچهی دوران پساغزه میبینند. و این چیزی است که به شکلی بنیادین در حال تغییر است.»
باجغلی میافزاید: «من بیش از ده حساب کاربری دارم که بیش از یک دهه است گفتمانهای سیاسی مختلف را در شبکههای اجتماعی در موضوعات مختلف، نه فقط ایران، رصد میکنند. هرگز ندیدهام که در موضوعی، اینگونه تمام الگوریتمهای مختلفم از راست افراطی و طرفداران ماگا گرفته تا جمهوریخواهان میانه، و از لیبرالها تا چپهای افراطی در آمریکا بر هم منطبق شوند.»
وی با تأکید بر اینکه تا پیش از این چنین همگراییای را میان گروههای مختلف ندیده است، میگوید: «من طی ۱۵ سالی که این کار را به صورت حرفهای انجام دادهام، هرگز چنین چیزی ندیدهام. کل دستگاه نظامی ایران، بخش ارتباطات را به این نسل جوان سپرده است. اصلاً برای من عجیب نیست که ویدیوهای آنها همهگیر میشود؛ و برای من عجیب نیست که آنها آنقدر به گفتمانهای آنلاین دقت کردهاند که میدانند دست روی چه موضوعاتی بگذارند تا پیامشان در تمام طیفهای سیاسی فراگیر شود.»
در حالی که پنتاگون روحیهی جنگجوییاش را صرفاً به مخاطبان سنتی خودش القا میکند و ترامپ با حروف بزرگ انگلیسی و فونتهای هر روز بزرگتر از دیروز زندگی [و در شبکههای اجتماعی مطلب منتشر] میکند، به گفتهی باجغلی، ایران با کلیدواژهی «حاکمیت» حتی در حال نفوذ به گفتمان اعراب است و میخواهد به جهان عرب بقبولاند که اسرائیل دارد به کشورهای خلیج [فارس] میگوید تنها کشور منطقه که اجازه دارد حق حاکمیت داشته باشد، اسرائیل است.
این کارشناس آمریکایی میگوید: بنابراین سؤال مهم اکنون این است که «اگر اسرائیل با حمایت کامل آمریکا همچنان به عنوان یک هژمونِ نظامی عمل کند، حق حاکمیت در منطق اصلاً چه معنایی دارد؟»
وی میافزاید: «این چیزی است که هیچیک از نظامهای سیاسی حاکم بر این کشورها نمیتوانند تا دو دههی دیگر تحمل کنند؛ وضعیتی که در آن حاکمیت آنها به طور مداوم زیر سؤال میرود، و با دو قدرت [آمریکا و اسرائیل] سروکار خواهند داشت که به نظر میرسد به حاکمیت هیچکس در منطقه، به جز اسرائیل، اهمیت نمیدهند.» به اعتقاد باجغلی این همان «شکافی است که ایرانیها اکنون به شکلی بسیار قدرتمند در گفتمان عربی بر آن پافشاری میکنند.»
شاید از دست دادن آن همه از رهبران سپاه پاسداران باعث شده باشد برخی ترمزها از جلوی پای ذهنهای خلاق تولیدکنندهی پروپاگاندا برداشته شوند. کسانی که اکنون مسئول این تبلیغات هستند، شناخت دقیقی از فرهنگ آمریکا دارند و میدانند چگونه فیلم بسازند تا مخاطب در نگاه اول فکر نکند این فیلم ساختهی دولت ایران است. یکی از موفقترین تِمهای لِگویی، پیوند دادن ترامپ و نتانیاهو به رسوایی اپستین و مقایسهی رفتار آنها با کودکان، با بمباران دانشآموزان ایرانی در میناب بوده است.
هدف این است که القا کنند ترامپ این جنگ را برای منحرف کردن افکار عمومی از پروندهی اپستین شروع کرده است؛ دیدگاهی که پیشاپیش در آمریکا وجود داشت. ایران این پیام را اختراع نکرد، اما آن را تقویت نمود.
سفارت ایران در آفریقای جنوبی با انتشار این تصویر ساختگی از «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در شبکهی اجتماعی ایکس نوشت: «اگر قرار بود نتانیاهو برای کودککشی و نسلکشی مدال دریافت کند.»
یکی از ویدیوهای لگویی با موضوع ارتباط رهبران فاسد آمریکا و رژیم صهیونیستی با «پروندهی اپستین». این ویدیو که ظرف حدود یک هفته فقط در این صفحه بیش از یک میلیون بازدید داشته، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، را به شکل یک «خوک نارنجی» نشان میدهد و اشاره میکند که وی توسط «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل، کنترل میشود. بند برگردان شعر ویدیو این است: «دولت شما توسط بچهبازها اداره میشود. آنها به شما دستور دادند برای اسرائیل بمیرید.» (زبان ویدیو انگلیسی است.)
تغییر تصور جهانی نسبت به یک کشور، کاری زمانبر است و شاید دربارهی ایران، به دلیل سرکوب شدید اعتراضات داخلی، غیرممکن باشد. عدم محبوبیت جهانی ترامپ لزوماً به معنای همدلی جهانی با ایران نیست. اما اگر تغییری در دیدگاهها به وجود بیاید، مانند آنچه دربارهی جایگاه اسرائیل در آمریکا رخ داده است، ایران به خاطر آمادگی در انتشار این ویدیوها میتواند بخشی از این تغییر را به نام خود مصادره کند. حتی [آیتالله] علی خامنهای، رهبر ترورشدهی ایران هم که زمانی وسواس زیادی نسبت به تأثیر شبکههای ماهوارهای غربی بر جوانان ایرانی داشت، به اهمیت رسانههای اجتماعی پی برده بود.
وی سال ۲۰۲۴ گفت: «رسانه از موشک و هواپیما و پهپاد در عقب راندن دشمن و اثرگذاری بر قلبها و ذهنها مؤثرتر است. هر بازیگری که نفوذ رسانهای بیشتری داشته باشد، به اهداف خود خواهد رسید[۱۶].» در حال حاضر، به نظر میرسد «سرزمین بچهخفنهای تکنولوژی» دارد این بازی را میبازد.











